اراده آزاد، پنروز و ساپولسکی
خیلیها برای دفاع از اراده آزاد، سراغ ایده راجر پنروز میرن. اینکه ذهن و مخصوصا آگاهی، صرفا حاصل محاسبات الگوریتمی نیست. پنروز حرفش اینه ساختارهایی توی نورونها وجود دارن به اسم…
خیلیها برای دفاع از اراده آزاد، سراغ ایده راجر پنروز میرن. اینکه ذهن و مخصوصا آگاهی، صرفا حاصل محاسبات الگوریتمی نیست. پنروز حرفش اینه ساختارهایی توی نورونها وجود دارن به اسم میکروتوبولها که احتمالا اونجا فرآیندهای کوانتومی اتفاق میفته. چیزی شبیه به فروریزش تابع موج که اتفاقا پنروز نشون داده میتونه به خاطر اثر مشاهدهگر نباشه، و گرانش توش نقش داشته باشه. اما طرفدارهای جبرگرایی که با سردمداری ساپولسکی دوباره به گفتمان قدرتمندی تبدیل شدن، بحثشون اینه وارد کردن این فرض، چیزی رو تغییر نمیده، و حتی اگه مغز یه پردازشگر کوانتومی باشه، صرفا میشه گفت علاوهبر روابط علی، تصادف هم توی تصمیمات ما نقش داره، و بازم از توش اراده آزاد نتیجهگیری نمیشه.
با اینکه پنروز و ساپولسکی هر دو فیزیکالیست هستن و هیچ چیز متافیزیکی مثل روح و... رو وارد استدلالشون نمیکنن، در سطح هستیشناختی اختلاف نظر دارن، و پنروز میگه من کلا با این مشکل دارم که فرض کنیم رخدادها یا جبری هستن و یا تصادفی، بلکه ممکنه خود هستی نوع دیگهای از فرایند رو تو دل خودش داشته باشه که هنوز کشف نشده. اما خب میدونیم که این یه چیزیه که در سطح اگر و اماست و در عمل موضع اصلی فیزیکالیسم، تا اینجا، مخصوصا با پیشرفت نوروساینس و هوش مصنوعی، دوباره به سمت جبرگرایی رفته.
با این وجود، شاخه جدیدی توی هوش مصنوعی قوت گرفته، که تا حد زیادی مبتنی بر فلسفه متفکرینی مثل هایدگر و مرلوپونتیه، که نشون میده همچنان تفاوت بنیادینی بین هوش مصنوعی فعلی و انسان باقی مونده که به نوعی تبدیل شده به تارگت بعدی هوش مصنوعی. همون چیزی که معروف شده به هوش مصنوعی بدنمند یا Embodied AI منتهی بدنمندی بحث صرفا جسم نیست. بدن مفهوم ویژهای توی فلسفه مرلوپونتی و هایدگره که توی مطلب بعدی بازش میکنیم.